الهی...
الهی دلت را ببینم شکسته
به ماتم نشسته
به کنج دو شهلای چشمت غمی جا گرفته
به سنگ سیاه دلت حسرتی پا گرفته
الهی ببینم که دل خون شدی
پی نازنینی چو مجنون شدی
الهی ببینم که عاشق شدی
سیه پوش همچون شقایق شدی
که شاید بدانی تو درد مرا
بهار آوری فصل سرد مرا
شاعر: دوست و برادر عزیزم
(( محمد حسین محمدی . از مشهد))
+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۱ ساعت 17:55 توسط سجادعلیخانی
|