تقدیم به همسر عزیزم
کاش می دیدم چیست
انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
آه ، وقتی که تو لبخند نگاهت را
می تابانی
بال مژگان بلندت را
می خوابانی
آه ، وقتی که تو چشمانت
آن جام لبالب از جاندارو را
سوی این تشنه ی جان سوخته ، میگردانی
موج موسیقی عشق
از دلم میگذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم می گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم میکند ، ای غنچه ی رنگین ! پرپر !
من در آن لخظه که چشم تو به من می نگرد
برگ خشکیده ی ایمانم را
در پنجه ی باد
رقص شیطانی خواهش را
در آتش سبز !
نور پنهانی بخشش را
در چشمه ی مهر
اهتزاز ابدیت می بینم
نگاه امروزت
نگاه تابانت
گرمی فروغ چشمانت
بتی انداخته در جانم
که تا ابد گرم است
زمستانم
|
+| نوشته شده توسط
سجاد در یکشنبه هفدهم مرداد 1389
|